تبليغاتX
چرندیات دخترک چار شاله
چرندیات دخترک چار شاله
امکانات دیگر
RSS Feed

درباره وبلاگ
سارا خرمي
تنها صدای از توی این سیاه چال
میاد...صدای گربه ملوسی که
هی میگه:
میو میو... میو میو
دنبال موشی خودش میگرده
ملوسی چشات واسم چراغی
واسه رهایی از این تاریکی
کجایی پیشی من؟
کجایی ملوسی من؟
............
فصل رفتن را من انتخاب نکردم
این تو بودی برگ ریزان را دوست داشتی
دلم مرد
.......................
برو توی این سایت
و منو توی سه کلمه توصیف کن
www.threewords.me/bahare63
..........
یادت نره این تاریخ
1400.1.18
چهار بعد از ظهر
پارک ملت



 
تاریخ: سه شنبه 12 اردیبهشت1391 :: ساعت: 16:38 :: توسط: سارا خرمي
سلام
یاد ان روزها بخیر
معلمم؛
جمله سازی هایت مرا به این وادی کشاند
جمله هایی از زندگی
از عشق
از مهربانی
حتی جدایی
دوستت دارم
" روزت مبارک "



موضوع مطلب: نوشته هایی از جنس بارون
:: لینک ثابت
 
تاریخ: چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 :: ساعت: 5:7 :: توسط: سارا خرمي
سلام

اینو جایی دیدم  بنظرم جالب اومد

علامت های عاشق شدن:
1. متن ها و اس ام اس های او را دوباره و دوباره می خوانید.
2. وقتی با او هستید بسیار آهسته قدم می زنید.
3. هر زمان که پیش او هستید، تظاهر به خجالتی بودن می کنید.
4. وقتی به او فکر کنید، قلباتان تندتر و تندتر می تپد.
5. زمانی که به صدایش گوش می دهید، بدون دلیل لبخند می زنید.
6. وقتی او را تماشا می کنید، دیگر قادر به دیدن اطرافیانتان نیستید و فقط او را می بینید.
7. شروع به گوش دادن به آهنگهای آرام می کنید.
8. او همه فکر شما می شود.
9. بوی او شما را به وجد می آورد.
10. متوجه می شوید که زمان فکر کردن به او، همیشه به خود لبخند می زنید.
11. حاضرید هر کاری برایش انجام دهید.
12. هنگام خواندن این متن همواره فقط یک نفر ذهن شما را بخود مشغول کرده بود.



موضوع مطلب: نوشته هایی از جنس بارون
:: لینک ثابت
 
تاریخ: جمعه 1 اردیبهشت1391 :: ساعت: 1:3 :: توسط: سارا خرمي
سلام

امروز هم گذشت پر ز اضطراب

حتی گوشه چشمم پر شد از اشک

اغوش میخواستم

اما تنها بودم

و دیگر هیچ

و امروز هم گذشت و به فردا رسیدیم


پ.ن : امتحان ایین نامه دادم و قبول شدم



موضوع مطلب: نوشته هایی از جنس بارون
:: لینک ثابت
 
تاریخ: دوشنبه 28 فروردین1391 :: ساعت: 12:25 :: توسط: سارا خرمي
سلام

من خسته ام از این روزها

بارون که میاد حس بودنت را باز توی وجود زنده میشه

جه جوری دلت اومد...؟

پارک ملت... چهار راه بارونی.. خیس... یادت نیست.. مگه نه؟

اما من خوب یادمه... که مجبور شدی بخاطر من خیس بارون بشی .. یادت هست .. مگه نه؟

حالا من فقط تنهام

همین...

پ.ن : روزای بارونی بهاری و پاییز خیلی دوست دارم




موضوع مطلب: نوشته هایی از جنس بارون
:: لینک ثابت
 
تاریخ: جمعه 18 فروردین1391 :: ساعت: 17:31 :: توسط: سارا خرمي
سلام

امروز چیزی از خودم نمینویسم

اخر چیزی ندارم در وجودم الا تو...

وقتی رفتی ، من ماندم

با تمام هق هق های عصر جمعه

و تمام سیگار های نمیسوز

دیگر نیا

نیا

پ.ن : تولدت مبارک


موضوع مطلب: نوشته هایی از جنس بارون
:: لینک ثابت